تبلیغات
انعکاس - پلورالیسم و اومانیسم در «مشایی» موج می‌زند/ منحرف از اسلام نمی‌تواند مجری نظام اسلامی باشد
 
درباره وبلاگ


● اهداف سایت :
در زمان حاضر با توجه به حملات برنامه ریزی شده دشمنان به دین مقدس اسلام و مخصوصاً شیعه، آگاهی و بصیرت در دین بر هر فرد مسلمانی به جهت مصون ماندن از القائات و شبهات مخرب دشمنان لازم و ضروری است.

● جهان سیاست :
از شاخه های اصلی سایت، بخش جهان سیاست است که در بردارنده ی مقالات متنوع سیاسی در قالبی ساده و در عین حال علمی است که در ارتقای بینش سیاسی کاربران بسیار مؤثر است.

مدیر وبلاگ : محمد حسین حسین نژاد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
انعکاس
ولا یحمل هذا العلم الا اهل البصر والصبر
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پلورالیسم و اومانیسم در «مشایی» موج می‌زند/ منحرف از اسلام نمی‌تواند مجری نظام اسلامی باشد

حجت‌الاسلام سیدمحمود نبویان با ارائه استدلال‌های عقلی و براهین قرآنی و نقلی، «مشایی» را به نگاه‌های پلورالیستی- اومانیستی که به گفته وی خاستگاه فراماسونری دارد، متهم کرد و گفت: شورای نگهبان نمی‌تواند اجازه دهد یک منحرف با فکر فاسد مجری نظام اسلامی باشد.

خبرگزاری فارس: پلورالیسم و اومانیسم در «مشایی» موج می‌زند/ منحرف از اسلام نمی‌تواند مجری نظام اسلامی باشد

«اسفندیار رحیم مشائی» متولد سال 1339 در روستای مشا از توابع رامسر، او که به یکباره در دولت نهم احمدی نژاد در معرض دید مردم قرار گرفت، اظهارات عجیب و غریب و نسبتا متناقض و شاید هم هنجار شکن را مطرح کرد و به دلایل تقریباً نامعلوم، پست‌های مختلف دولتی را از آن خود کرد تا اینکه در آغاز دولت دهم، احمدی نژاد او را برای معاون اولی برگزید و با حکم مقام معظم رهبری، استعفای وی را پذیرفت. صرف نظر از اینکه آنچه درباره وی و گذشته‌اش گفته شده و می‌شود، چقدر معتبر است، وی اظهارات و شاید هم نظریاتی دارد که نه تنها از گفتنش پشیمان نیست، بلکه اعتقاد به آنرا موجب فخر خود می‌داند. از آن رو که، نقد منصفانه حکم به بررسی مواردی صادق و محرز درباره افراد می‌کند، تصمیم گرفتیم درباره اظهارات و یا نظریات محرز و مفروض وی با حجت الاسلام و المسلمین نبویان از شاگردان آیت‌الله مصباح یزدی و از متخصصان علوم انسانی و عقلی درباره این چهره جنجالی گفتگو کنیم.

در ابتدا نبویان می‌گوید که به هیچ عنوان در این گفت‌وگو نمی‌خواهد در مقام تجزیه و تحلیل سیاسی اظهارات مشائی باشد. وی با دعوت مجدد از مشائی برای مناظره در انظار عمومی، وی را فردی «التقاطی با اندیشه‌های منحرف از اسلام» ‌خواند.

نبویان با تاکید بر اینکه لازمه ورود به مباحث تخصصی، داشتن تخصص است به مشائی توصیه می‌کند که در صورت علاقه به مباحث تخصصی اسلام، از ابتدا نسبت به کسب علوم فقهی، علوم قرآنی و علوم کلام، مبادرت و بعد از تلمذ در محضر اساتید حوزه علمیه ، اظهار نظر کند و در غیر این صورت از هر گونه نظر درباره مباحث تخصصی اسلام صرف نظر کند.

در این گفتگو نبویان تاکید می‌کند که مشائی صاحب فکر منظم و منسجم نیست و آنچه می‌گوید ضد و نقیض است. البته او تاکید می‌کند که این ضد و نقیض بودن اظهارات مشائی نباید مانع پاسخ‌های علمی و منطقی به مباحث وی شود.

متن کامل این گفتگو با ذکر این نکته که «سوالهای خبرنگار فارس بیشتر با هدف شفافیت و رعایت مسائل فنی مصاحبه بوده است نه لزوماً به معنای اعتقاد به آن» از نظرتان می‌گذرد.

 

فارس: جناب آقای دکتر! در ابتدا می‌خواستیم حضرت عالی نظرتان را درباره شخصیت فکری آقای مشائی و عقبه علمی مباحث مطروحه از سوی ایشان بیان بفرمایید.

-بسم الله الرحمن الرحیم. نسبت به شخصیت فکری آقای مهندس مشایی وقتی بحث می‌کنیم ابتدا باید بگویم که در این بحث در مقام بحث‌های اخلاقی و سیاسی ایشان نیستم. بنده در باب اظهار نظر‌هایی که آقای مشائی در مباحث اعتقادی داشته بحث می‌کنم و نظر ایشان را بارها مطالعه کرده‌ام. فکر مشائی از اسلام و اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی فاصله زیادی دارد و به تعبیر من اندیشه‌های او از اندیشه‌های اسلامی منحرف است.

فارس: استدلال شما برای انحراف آقای مشائی از اسلام و ارزشهای اسلامی به طور مشخص چیست؟

-آقای مشائی چند نکته مهم درباره اسلام مطرح می‌کند و چند نکته دیگر درباره انقلاب که بنده آنها را توضیح خواهم داد تا ادعایم را درباره انحراف ایشان اثبات کنم. اولین نکته مهم این است که متاسفانه اندیشه‌های ایشان از پلورالیسم دینی نشات می‌گیرد.

فارس: لطفا پلورالیسم و نسبت آن با اظهارات آقای مشایی را توضیح دهید؟

-ابتدا باید خود پلورالیسم را تعریف کنم. پلورالیسم 4 حوزه دارد، یک حوزه، حوزه حقانیت است و حوزه حقانیت شامل 2 حوزه برون دینی و درون دینی است. ابتدا پلورالیسیم دینی را به بحث می‌گذاریم، حامیان پلورالیسم در این نوع از پلورالیسم قائل به حقانیت هستند. مراد ما از حقانیت چیست؟ ما با این تنوع و تکثر ادیان که یهود، بودا، مسیحی و اسلام داریم تحلیل ما چیست؟ پلورالیست‌ها می‌گویند همه اینها حقند و اعتقادها، باورها و هر چه می‌گویند درست است. ما در اسلام این عقیده را باطل می‌دانیم چون به لحاظ عقلانی، قرآنی و دینی باطل است. مثلا نمی‌توانیم بپذیریم که خدا هم فرزند دارد و هم فرزند ندارد؛ چرا که پذیرش این دو اجتماع نقیضین است و عقلا باطل است چون بالاخره خدا یا فرزند دارد و یا ندارد یعنی یا اسلام راست می‌گوید و یا مسیحیت و نه اینکه هر 2 راست بگویند. پس مشخص شد پلورالیسم برون دینی به لحاظ عقلی باطل است. حالا به پلورالیسم درون دینی می‌پردازیم. آیات متعددی در قرآن داریم که تأکید می‌کند تنها اسلام حق است. «إن الدین عند الله الإسلام وما اختلف الذین أوتوا الکتاب إلا من بعد ما جاءهم العلم بغیا بینهم» بنابر این کسی توجیه نکند و بگوید اسلام یعنی تسلیم چون یهودی‌ها هم تسلیمند، مسیحی‌ها هم تسلیمند. پس اسلام و دیگر ادیان چون تسلیم‌ند همه حقند.

این شبهه که آقایان گفته‌اند، جواب دارد که بنده به دو جواب آن اشاره می‌کنم؛ فرض بر اینکه اسلام را تسلیم معنا کنیم، خب وقتی تسلیم اسلام می‌شوی، پس باید تسلیم قرآن شوید و قرآن می‌فرماید اقیموا الصلاة. نماز باید بخواند، پس کسی که نماز نمی‌خواند تسلیم خدا نیست. پس برخی که می‌گویند اسلام، یهود و مسیحیت حق هستند چون همه تسلیمند غلط است و هر کس تسلیم اسلام باشد، نمی‌تواند یهود و مسیحیت را بپذیرد. آنها که می‌گویند بر اساس قرآن اسلام به معنای تسلیم است و چون همه ادیان تسلیمند پس همه درست هستند جوابشان روشن است. فرض که حرف شما درست است، سلّمنا، می‌پذیریم، شما برای این ادعای خود به قرآن تمسک کرده‌اید، خب همین قرآن می‌گوید اقیموا الصلاة، نماز بخوانید، تسلیم باشید قرآن می‌فرماید «صوموا» یعنی روزه بگیرید پس باید تسلیم باشید، اسلام گفته پس آقایان نماز باید بخوانند، روزه باید بگیرند حج باید بروند، حجاب باید داشته باشند و هر چه اسلام می‌گوید باید تسلیمش باشند. خب پاسخ به قول شهید مطهری این است که مصداق بارز تسلیم شدن در برابر خدا پذیرش احکام اسلام است.

پاسخ دوم،‌ اصلا نه حرف ما و نه حرف شما. در یکی از کتاب‌هایم نیز به این موضوع اشاره کرده‌ام، حضرت امیر(ع) می‌فرماید خدا فقط یک دین به پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) نازل کرده و بعد این آیه قرآن را می‌خواند،«ان الدین عندالله الاسلام» پس نشان می‌دهد، دین خدا همان دینی است که خداوند به پیامبر ما نازل کرده، پس کسی نمی‌تواند توجیه کند که پلورالیسیم دینی درست است.  از طرف دیگر حضرت زهرا سلام الله علیها نیز در خطبه فدک خودش این آیه را بر دینی که پدرش آورده است، تطبیق داده است. لذا نتیجه گرفتیم پلورالیسم برون دینی عقلا محال است و از جهت درون دینی نیز فقط اسلام حق است.

دو نوع دیگر از پلورالیسم وجود دارد، پلورالیسم نجات نیز مورد پذیرش ما است. بحث این نوع از پلورالیسم این است آیا ما قائلیم همه به جهنم می‌روند؟ پاسخ این است ما در فقهمان جاهل مقصر و جاهل قاصر داریم اگر کسی قاصر باشد جهنم نمی‌رود، پس ممکن است یک گاوپرست جهنم نرود اما یک مسلمان راهی جهنم شود؛ چون ممکن است آن گاوپرست زمینه شناخت دین را نداشته باشد و دین به او نرسد در این حالت پلورالیسم در نجات مورد قبول است و ما معتقدیم اینگونه افراد شامل پلورالیسم نجات می‌شوند.

نه اینکه این گاوپرست باطل نباشد، باطل است اما حق به گوشش نرسیده است پس ظلم است که خدا یقه این گاوپرست را بگیرد و در حقیقت چون خدا ظلم نمی‌کند این گاوپرست به جهنم نمی‌رود. قرآن می‌فرماید «ما کنا معذبین حتى نبعث رسولاً » و نیز « لیهلک من هلک عن بینة ویحیى من حیَّ عن بینة» پس در این نوع پلورالیسم ما قبول داریم که غیر مسلمان ممکن است جهنم نرود.

نوع چهارم پلورالیسم عبارت است از زندگی مسالمت‌آمیز که ما آن را قبول داریم مثلا الان در مجلس ما آشوری و مسیحی وجود دارد و ما با آنها زندگی مسالمت‌آمیزی داریم پس نتیجه می‌گیریم آن پلورالیسم مردود و رد است که دلالت بر حقانیت دارد.

این نوع از پلورالیسم را قرآن به شدت رد می‌کند ائمه علیهم السلام رد می‌کنند و عقل نیز آن را رد می‌کند. اگر بپذیریم مسیحیت هم درست می‌گوید مسلمان بودنمان موضوعیت ندارد. اگر آنها درست می‌گویند چرا مسلمان باشیم و اگر اسلام درست می‌گوید چرا مسیحی باشیم. متأسفانه از حرف‌های آقای مشایی، پلورالیسم در حقانیت بدست می‌آید و حرف‌های ایشان به پلورالیسم می‌رسد. اینکه می‌گویم آقای مشایی از اسلام انحراف دارد، بر اساس تعابیر و فرمایشاتی است که خودشان دارند. فرمایشات آقای مشایی را حتی با شخص آقای رئیس‌جمهور به بحث گذاشته‌ام و به خود آقای رئیس‌جمهور گفتم این فرمایشات غلط است و هیچ توجیهی ندارد.

به این عبارت دقت کنید، مشایی در مراسم ثبت میراث فرهنگی در نیمه شعبان سالهای قبل می‌گویند «صف‌بندی مؤمن و کافر وجود دارد این صف‌بندی وقتی اصالت دارد که فرصت‌ها را برای انتخاب انسان‌ها فراهم بیاوریم و انسان‌ها به مفهوم واقعی آزادی انتخاب خود را انجام بدهند.» این قسمت از حرفهایشان مورد بحثم نیست، چون ممکن است این بخش به پلورالیسم نجات برگردد. بحث این قسمت است: «اینکه مسلمان‌ها بگویند کار ما درست است و بقیه اشتباه می‌‌گویند، به معنای آن است که 5/5 میلیارد انسان را از دایره انسانیت خارج بدانیم» این سخن انحراف از عقل و اسلام دارد؛ حالا اگر می‌گفت «اشتباه عمل می‌کنند » توجیه داشت اما اینکه بگوییم بقیه اشتباه می‌گویند درست نیست، قابل پذیرش نیست؛ بلکه ما می‌گوییم آنها اشتباه می‌گویند و ادعای ما هم این است. طبیعی است که حرف ما مسلمانان درباره باطل بودن گاوپرست‌ها، مسیحیان و یهودی‌ها درست است و طبیعی است که آنها اشتباه می‌گویند چگونه آقای مشایی به خود اجازه می‌دهد درباره ادعای اسلام اظهارنظر کند. من نمی‌گویم 5/5 میلیارد انسان از دایره انسانیت خارج‌اند، بحث من این است که اسلام حق است، حالا تکلیف غیرمسلمانان می‌تواند بر اساس پلورالیسم نجات و یا پلورالیسم بر اساس زندگی مسالمت‌آمیز قابل بررسی باشد.

مشایی در یکی دیگر از سخنرانی‌های خود می‌گوید: «منطق انسانی، الهی، عشق‌آفرین، دامنه‌ساز و افق‌پرداز در دنیا خریدار دارد. این دوره‌ای نیست که هر کسی بخواهد دینی را در دنیا فراگیر کند» خب این ادعا یعنی قبول پلورالیسم در حقانیت. سوال می کنیم که امام زمان علیه السلام برای اسلام می‌خواهد بیاید یا برای اجرای امر دیگر؟ مگر ما وظیفه نداریم از اسلام دفاع کنیم و آنرا تبلیغ کنیم؟ نمی‌شود دم از امام زمان  علیه السلام زد و ادعا کرد نباید اسلام را فراگیر کنیم.

فارس: ممکن است منظور آقای مشایی عدم امکان برای فراگیر شدن دین اسلام در جهان باشد. اگر اینطور باشد چطور می‌شود ادعایش را رد کرد؟

- دو حرف در اینجا مهم است اینکه اسلام فراگیر نمی‌شود با اینکه اسلام را فراگیر کنیم، قابل جمع نیست. خب اگر بگوییم نمی‌شود یعنی امکان آن نیست،  بحث دیگری است. مگر انقلاب کردن سخت نبود با تحریم‌ها مقابله کردن مگر سخت نبود آیا در مقابل اینها باید بایستیم یا بگوییم امکانش نیست؟ اما آقای مشایی نه تنها می گوید امکانش نیست بلکه می‌گوید دوره فراگیر شدن گذشته است. اشتباه نشود، اینکه می‌گوید دوره فراگیر شدن گذشته است متفاوت از عدم امکان و سختی برای فراگیر شدن اسلام است.

مشایی در ادامه می‌گوید: «این را به همه ادیان می‌گویم نه تنها به اسلام و مسیحیت و یهود. به عالیجناب هم گفته‌ام این راه، راه درستی نیست که ما امروز بخواهیم پیروان اسلام را زیاد کنیم» ایشان در اینجا منظورش مکانیزم و امکان نیست، بحثش باور به پلورالیسم دینی است، یعنی فراگیر کردن اسلام را نادرست می داند. اینکه اسلام هم درست می‌گوید و هم مسیحیت یعنی باور به پلورالیسم. مشایی بگوید نمی‌توانیم پیروان اسلام را زیاد کنیم خب این یک بحث دیگری است اما اینکه افزایش پیروان اسلام  را کار درستی نمی داند، به هیچ عنوان با عقل و دین سازگار نیست.

فارس: این اظهارات را به روش‌ها و اشکال دیگر از آقای رئیس‌جمهور هم شنیده‌ایم. آیا این ایراد شما به اظهارات رئیس‌جمهور هم برمی‌گردد؟

- بله، متأسفانه آقای احمدی‌نژاد هم در بعضی از موارد تحت تأثیر این افکار فاسد و منحرف از اسلام است.

فارس: آقای احمدی‌نژاد تحت تأثیر است یا این حرف‌های به قول شما پلورالیستی را قبول دارد؟

- من می‌گویم تحت تأثیر است.

فارس: آیا شهید خواندن یک فرد مسیحی نشان از تحت تأثیر بودن رئیس‌جمهور از افکار آقای مشایی دارد؟

- شهید خواندن چاوز اساسا باطل و غلط است چون قرآن می‌گوید غلط است. قرآن در سوره نسا آیه 69 می‌فرماید: «و من یطع‌الله و الرّسول » یعنی کسی که اطاعت از الله و رسول کند این شخص تازه لیاقت پیدا می‌کند با چه کسانی باشد؟ قرآن می‌فرماید « فاولئک مع‌ الذین انعم الله علیهم» اینها چه کسانی هستند قرآن می‌فرماید «مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِکَ رَفِیقًا» شهید مقامی دارد که تنها در یک بستر خاص تعریف می‌شود اما اگر کسی قائل به پلورالیسم دینی باشد چه اشکالی دارد چاوز را شهید بخواند، یعنی تبعیت از خداوند و رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در نظر ایشان ضرورتی ندارد.

فارس: اگر در پاسخ به شما بگویند چاوز به لحاظ سیاسی متأثر از اندیشه‌های ضد استکباری و ظلم‌ستیزانه شیعی بوده است؛ چه پاسخی می‌دهید؟

- امام حسین (ع) در روز عاشورا فرمودند اگر دین ندارید آزاده باشید. آقای احمدی‌نژاد، به آقای چاوز می‌گفت مرد آزاده و به نظر من واقعا خدمت هم کرده و ظلم‌ستیز بوده است. اگر می‌توانی به او شهید بگویی چرا پیغمبر نمی‌گویی، چرا نمی‌گویی امام معصوم. چه اشکالی دارد مگر آدم خوبی نبود؟ آقای احمدی‌نژاد! ما حق نداریم هر واژه‌ای را هر کجا که دلمان خواست به کار ببریم چون واژه‌ها بار معنایی دارند. چطور می‌گویید چاوز شهید است در حالی که قرآن می‌گوید «ولا تقولوا لمن یُقْتَلُ فی سبیل الله أمواتا بل أحیاءٌ ولکن لا تشعرون» کدام سبیل‌الله قرآن جواب می‌دهد کسی که ایمان به خداوند دارد و از خدا و رسول او اطاعت می کند « أطیعوا الله و اطیعوا الرسول و أولی الامر منکم» اطاعت الله یعنی نماز یعنی روزه یعنی جهاد یعنی حجاب یعنی خمس لذا شهدا از این تیپ انسان‌ها هستند. آقای احمدی‌نژاد! مقام شهید آنقدر بالا است که قرآن آنها را در کنار انبیا و صدیقین قرار می‌‌دهد.

فارس: بحث رجعت آقای چاوز چطور؟

- رجعت چاوز بدتر از شهید خواندن اوست و باطل‌تر است. آقای رئیس‌جمهور بداند یک روایت بسیار ضعیف هم درباره رجعت مسیحی‌ها وجود ندارد؛ گرچه اکثر روایات ما درباره رجعت قوی نیستند اما در بین روایات ضعیف هم هیچ اشاره‌ای به رجعت مسیحی‌ها نشده است. البته درست است که انسان بد، فاسد، کثیف مثل یزید و دیگران رجعت خواهند کرد اما قطعا منظور شما از رجعت آقای چاوز، رجعت در جمع فاسدان نبوده. خودتان گفته‌اید به عنوان انسان صالح رجعت خواهد کرد. رجعت مختص ائمه است، در زیارت جامع می‌خوانیم «مصدق برجعتکم، منتظر لامرکم» پس ائمه رجعت می‌کنند و کسانی که واقعا پاک پاک بوده‌اند در برخی روایات اسم آورده‌اند از مؤمن آل فرعون. قرآن در سوره یاسین هم به این موضوع اشاره می‌کند و مشخص می‌کند منظور از رجعت‌کنندگان چه کسانی هستند. باید در جاده مشخصی باشید تا رجعت کنید نه اینکه چون ظلم‌ستیز بوده‌اند پس رجعت می‌کنند. البته اگر کسی قائل به پلورالیسم باشد، برایش فرقی نمی‌کند که مسلمان، مسیحی و یهودی هم رجعت کنند. متأسفانه این حرف‌ها شهادت می‌دهد که باور مشایی به اسلام منحرفانه است و متأسفانه آقای احمدی‌نژاد هم متأثر است.

فارس: از بحث پلورالیسم بگذریم، اخیرا برخی بزرگان از بازگشت تفکرات اومانیستی به کشور ابراز نگرانی کرده بودند. به قطع می‌توان گفت که مخاطب این بزرگان اعضای منحرف نزدیک به دولت هستند. حالا تفکرات آقای مشایی را چقدر به اومانیسم نزدیک می‌دانید؟

- بحث دیگر من همین بود که بگویم علت انحراف داشتن مشایی از اندیشه های اسلام گرایش او به اومانیسم است. ایشان ناراحت می‌شود و داد می‌زند چرا به من می‌گویید اومانیست؟، خب مگر اومانیست شاخ و دم دارد. اومانیست ویژگی‌هایی دارد، اگر معنای اومانیست را نمی‌دانی علنا بگو اشتباه کردی.

فارس: ایشان می‌گوید از تعابیرش برداشت‌های مختلفی می‌شود و به نوعی سوء استفاده انجام می‌شود.

- پس مشکل آقای مشایی 2 تا شد هم معنای اومانیسم را نمی‌داند و هم تعبیر بلد نیست، اگر اینطور است پس کمتر حرف بزنید، اگر معتقد به اومانیسم و پلورالیسم نیستید و حرفی می‌زنید که اومانیستی و پلورالیستی برداشت می‌شود خب حرف نزنید چون بلد نیستید حرف بزنید. لذا مشایی باید تکلیف خودش را روشن کند یا تعبیر نمی‌داند و یا به آنچه می‌گوید اعتقاد دارد. اگر تعبیر نمی‌داند پس حرف نزند اما اگر اعتقاد دارد به صراحت بگوید پلورالیست و اومانیست است. آقای مشایی! اومانیسم و پلورالیسم مشخصات و ویژگی‌های تخصصی دارد که تمام این ویژگی‌ها در سخنرانی‌های شما موج می‌زند.

فارس: شما می‌گویید نگاه‌‌های اومانیستی و پلورالیستی در سخنرانی‌های آقای مشایی محرز است؛ لطفا مثالی در این باره بزنید؟

- ایشان به کرات گفته دوران اینکه یک دین در دنیا جهانی شود گذشته است باید اصول انسانی را جهانی کرد؛ خب این اومانیسم است چگونه می‌توان پذیرفت که جهانی شدن اصول انسانی به معنای اومانیسم نیست؟.

فارس: فرض بگیریم که منظورش از جهانی شدن اصول انسانی به جای دین، انسان مسلمان و مؤمن باشد آیا در این صورت باز هم اشکال وارد است؟

- بحث دو تا شد. مراد از اصول انسانی چیست؟ منظور از جهت انسانی بودن است یا مسلمان بودن؟، من و شما مسلمانیم. به یک اصولی معتقدیم اعتقاد ما به این اصول به دلیل انسانیتمان است یا مسلمان بودنمان؟ اگر به علت مسلمان بودنمان باشد، پس اصول اسلامی باید جهانی شود که می‌شود همان دین. در حالی که ایشان می‌گوید دوران جهانی شدن یک دین گذشته است پس منظورش این نیست. حالا اگر منظورش پذیرش اصول به علت انسان بودن باشد که هست می‌شود اومانیسم. اومانیسم همین است شاخ و دم ندارد. وقتی اصول اسلامی حاکم باشد من و شما و انسان‌ها هدف نیستند اما اگر غیر از این باشد، انسان هدف است. این روشن است که معنایش اومانیسم است و هیچ کس نمی‌تواند آن را توجیه کند.

مشایی وقتی می‌گوید درست نیست پیروان اسلام و مسیحیت را زیاد کنیم باید روی این جمله تأمل کنیم. افزایش پیروان مسیحیت درست نیست چون باطل است و مسیحیت تحریف شده است این انجیل‌های چهارگانه  نوشته 4 نفر عادی است چه ربطی به حضرت عیسی دارد و باطل محض است اما آیا این شرایط در مورد اسلام نیز محرز است؟ روشن است که اینطور نیست. اصلا سؤال من از آقای مشایی است که امام زمان (عج) مانده است و ممکن است خدای نکرده هزاران سال دیگر در پرده غیبت باشد، این انتظار برای چیست؟ که چی؟، امام زمان(عج) مانده که چه کار کند، آیا نعوذ بالله مانده است که بیاید و بگوید دوره‌ای که اسلام را جهانی کنم، گذشته است و می‌خواهم اصول انسانی را جهانی کنم؟ امام زمان(عج) مانده که بیاید و بفرماید می‌خواهد اسلام را جهانی کند.

فارس: یکی از جملات آقای مشایی که خیلی مورد بحث بود درباره ارزش و معرفت انسان نسبت به خدا بود. ایشان گفتند با شناخت انسان خدا شناخته می‌شود و حتی گفته‌اند بعد از گردهم آمدن انسان‌ها تازه خدا معنا پیدا می‌کند، آیا این حرف‌ها دلالت بر اندیشه اومانیسم دارد؟

- بله که دارد. سؤال من از مشایی این است که معنای خدا چیست؟ آیا خدا جز این تعریف می‌شود که یک وجود نامتناهی واجب‌الوجود و نامتناهی بی‌نیاز مطلق است؟ خدا واجب الوجود است و بی‌نیاز مطلق است. سؤال این است اگر هیچ یک از موجودات را خدا نمی‌آفرید خدا معنا پیدا نمی‌کرد؟ آقای مشایی! این بحث‌های تخصصی و کلامی است چطور به خودتان اجازه می‌‌دهید بدون مطالعه وارد این مباحث تخصصی شوید خواهش می کنیم از شما که دراین مورد مطالعات دقیق تری داشته باشید.

فارس: آقای مشایی گفتند تشکیل ظرفیت انسانی لازمه سخن گفتن از خداست اما بعد از این اظهارات علما اعتراض کردند و یکی از حامیان ایشان گفت اگر انسان نبود، چگونه می‌توانست خدا را بشناسد پس اعتبار شناخت خدا به انسان است؛ آیا این پاسخ قانع‌کننده است؟

- به این فرد هم توصیه می‌کنم از باطل حمایت نکند و مطالعاتش را زیاد کند. از این آقا سؤال می‌کنم اگر خدا نمی‌خواست انسان را خلق کند چون مجبور به خلق انسان نبود، مخیر به آن بود و اصلا انسان را نمی‌آفرید آیا خدا شناخته نمی‌شد و معنا نداشت؟ مشخص است که قبل از انسان خدا ملائکه را آفریده بود و ملائکه خدا را شناخته بودند قرآن درباره ملائکه می‌گوید لایعصون الله ما امرهم و هم بأمره یعملون، یعنی همه ملائک معصوم هستند. پس ملائکه خداوند را می شناختند با اینکه انسانی نبوده است.

فارس: ممکن است بگویند شناخت ملائک کمتر از شناخت انسان از خداست.

- این سوال 2جواب دارد اول اینکه پس خدا را شناخته‌اند، پس نگویند خدا معنا پیدا نمی‌کرد. بفرمایند ملائکه کمتر از انسان خدا را می‌شناختند. نکته دوم، ملائکه 2 دسته هستند به تعبیر برخی بزرگانمان برخی ملائکه برای عالم جبروتند نه عالم ملکوت. عوامانه بگویم عالم جبروتی‌ها خیلی کلاس بالا هستند. از امام صادق(ع) سؤال می‌شود اسم اعظم چیست، می‌فرماید موجود مجرد یعنی فرشته. فرشته‌ها موجودات بسیار عظیمی هستند. اصلا ماده را کنار بگذاریم، باز هم نمی‌توانیم ادعا کنیم که خدا معنا پیدا نمی‌کرد یعنی چه که با خلق انسان خدا معنا پیدا کرد یعنی اگر اوباما و یزید خلق نمی‌شدند خدا معنا پیدا نمی‌کرد؟ پس اگر خدا اراده می‌کرد و هیچ چیز را خلق نمی‌کرد باز هم معنا داشت. خدا همانطور که خیلی از موجودات دیگر را خلق نکرد انسان را هم می‌توانست خلق نکند. آیا خدا نمی‌توانست انسان دو سر خلق کند. می‌گوییم می‌تواند چون قدرتش را دارد اما با حکمتش سازگار نیست. حالا در مقام بحث مباحث تخصصی نیستم، همین قدر که این حرفها تخصصی است به افراد غیرمتخصص توصیه می کنیم بدون تحقیقات وارد بحث نگردد.

فارس: مشایی می‌‌گوید «عظمت انسان شناخته نشود عظمت خدا شناخته نمی‌شود» آیا اعتبار عزت و عظمت خدا به انسان است؟

- این حرف از اساس باطل است و به هیچ روشی قابل توجیه نیست.

فارس: فرض بگیریم که بگویند منظورمان از عظمت انسان عظمت انسان مؤمن که می‌تواند نشانگر حسن خلق خدا باشد، است؟

- اصلا فرض می‌گیریم ائمه و انبیاء هم نبودند باز هم خدا معنا پیدا می‌کرد.

فارس: خب در ذهن ما معنا پیدا نمی‌کرد.

- بله اما ایشان نمی‌گوید در ذهن ما معنا پیدا نمی‌کرد، می‌گوید خدا شناخته نمی‌شد. اگر انسان نباشد انتظاری نیست که انسان خدا را بشناسد. خب یکی از راه‌های شناخت خدا شناخت انسان است اما همه راه‌ها این نیست. خدا در قرآن چقدر انسان را به طبیعت ارجاع می‌دهد؟ آیات فی الافاق و الانفس قرآن به ما می‌گوید هم آفاق نشانه خدا است هم انفس.پس حتی در این عالم هم از غیر طریق انسان می توان خداوند را شناخت.





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : مشایی، احمدی نژاد،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 مرداد 1396 05:44 ق.ظ
Good post. I learn something new and challenging on blogs I stumbleupon on a daily basis.
It will always be helpful to read through articles from other writers and practice something from their web sites.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 06:28 ب.ظ
Hey there! I know this is somewhat off-topic however I had to ask.
Does operating a well-established blog such as yours take
a large amount of work? I am brand new to blogging but
I do write in my journal daily. I'd like to start a blog so I will be able to
share my own experience and views online. Please let
me know if you have any recommendations or tips for brand
new aspiring blog owners. Thankyou!
چهارشنبه 9 فروردین 1396 06:53 ب.ظ
Piece of writing writing is also a fun, if you be
familiar with afterward you can write if not it is complicated
to write.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر