تبلیغات
انعکاس - کشف حجاب(2)
 
درباره وبلاگ


● اهداف سایت :
در زمان حاضر با توجه به حملات برنامه ریزی شده دشمنان به دین مقدس اسلام و مخصوصاً شیعه، آگاهی و بصیرت در دین بر هر فرد مسلمانی به جهت مصون ماندن از القائات و شبهات مخرب دشمنان لازم و ضروری است.

● جهان سیاست :
از شاخه های اصلی سایت، بخش جهان سیاست است که در بردارنده ی مقالات متنوع سیاسی در قالبی ساده و در عین حال علمی است که در ارتقای بینش سیاسی کاربران بسیار مؤثر است.

مدیر وبلاگ : محمد حسین حسین نژاد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
انعکاس
ولا یحمل هذا العلم الا اهل البصر والصبر
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 5 فروردین 1392 :: نویسنده : حمید آقاجانیان
قسمت دوم کشف حجاب  جهت بازدید این مطلب بر روی ادامه مطلب کلید کنید زن و حجاب
رعایت حجاب تکلیفی است از سوی خداوند به زن؛ البته مرد هم در این مورد هم تکلیفی دارد که به اندازه تکلیف زن نیست؛ چرا که در برابر حق خدا، برای این دو جنس، تکلیف ایجاد شده است. اکنون به آیه های 30 و 31 سوره نور که در آن حجاب تشریع شده است توجه کنید:
«(ای پیامبر)به مردان بگو که دیده از نظربازی فرو گذارند و ناموسشان را محفوظ بدارند.این برای آنان پاکیزه تر است و بی گمان خدا به آنچه که می کنند آگاه است.و به زنان بگو که دیدگانشان را فرو گذارند و ناموسشان را محفوظ بدارند و زینتشان را جز آنچه از آن آشکار است ،آشکار نکنند. و روسریهایشان را بر گربیانشان باندازند جز بر پدر و مادر و شوهر و.....بگو که چنان پای نکوبند تا زینتی که پنهان داشته اند آشکار شود و ای مومنان همگی به درگاه خدا توبه کنید»
در این آیه ابتدا به مردان مومن دستور داده است که که چشم از نامحرم فرو ببندند و شرمگاه خویش را بپوشانند؛و در اینجا این گونه رفتار را سبب پاکدامنی آنان معرفی کرده است.و به مومنان یا آور شده است که تنها خداست که به آنچه بندگان می کنند آگاه است لذا در نهان و آشکار حکم او را به اجرا گذارند و از نظر بازی بپرهیزند تا دامنشان به گناه بزرگ آلوده نشود .و سپس همین دستور را برای زنان مومن صادر کرده است و آنان را هم به چشم فروپوشی و حفظ شرمگاه امر کرده و آنگاه لباسی را که برای زنان معین کرده برای بستگانش واجب نکرده است.
خداوند در آیه 59سوره احزاب به پیامبر خطالب می کند که:«ای پیامبر به همسرانت و دخترانت و زنان مسلمان بگو که روسریهای خود را بر خود بپوشانند که به این وسیله متحمل تر است که شناخته شوند و رنجانده نشوند و خداون آمرزگار و مهربان است»
بنابراین هر گونه شتابزدگی و تهدید و اعراب و ارعاب و اجبار و گاهی اعمال ضرب و شتم در معابر و خیابانها و به کار بردن تازیانه عبرت بدون ارشاد و آگاهی صحیح و بهره برداری از یک تربیت اخلاقی همراه بادیانت واقعی معکوس و لجاجت خواهد داد و باید طوری عمل کرد که بانوان با ارشاد صحیح از آن استقبال کنند.بدیهی است که که در جو اسلامی امروز و بلکه همیشه، آزادی و بی بندری در لباس پوشیدن تجاوز به حریم اخلاقی جامعه است و برخوردهای نادرست و ایجاد توطئه و جنجال و سوءاستفاده مغرضین و قشریون بهانه جو خواهد بود.
پس حکم حجاب به این جهت صادر شده و رعایت آن واجب شده است که که ابتدا دلهای مردان و سپس دلهای زنان را پاکیزه نگاه دارد تا در دامن گناه نیافتند و ثانیا زنان را از خطر آزار مردان مصون و محفوظ بمانند.و به نظر بنده حجاب از مواردی است که خداوند به زن لطف و عنایت بسیار کرده است .یکی از شعرهائی که بر دیوار شهر نوشته شده این است که«حجاب مصونیت است نه محدودیت»آری، حجاب موجب مصونیت زن از آزار مردان بوالهوس است.از این آیه و آیات دیگر به روشنی می توان فهمید که بعضی از مردان به زنان چشم طمع می دوزند و با سخنان به ظاهر دلنشین ولی با سوء نیت هم خود را گناه کار می کنند و هم دامن زنان را آلوده می کنند.پس با اینها می توان گفت که وقتی زن ،نرمی گفتارش را در نگاه مرد بنشاند و او را به پرتگاه هوا و هوس خواهد انداخت و اگر زن به هوا و هوس مرد تسلیم نشود آزار خواهد دید و در چنین وضعیتی آیا به صلاح فرد و با جامعه نیست که زن رعایت حجاب و عفت خود را بکند؟؟؟؟آیا برای جلوگیری از وقوع جرایم ناموسی، که مردم جهان همه روزه شاهد آنند نباید به راههائی که خداوند آنان را هدایت فرموده است بروند؟؟؟؟ چرا به خود نیائیم و با روش آسان پیشگیری از وقوع جرایم، خود و جامعه را از خطر ضرب و جرح و حتی قتل و بی عفتی در امان نگاه نداریم؟؟چــــــــــــرا؟؟ 
 اما چگونگی حجاب
آنچه از موضوع احادیث بر می آید این است که اسلام دستور حجاب صورت و دست و پا را نداده است و نمونه آن در نماز و هنگام ادای فریضه حج است.در قرآن مجید در چندین آیه به حجاب اشاره شده است ولی در مورد کیفیت آن که به چه شکل و چه رنگی و چه نوعی باشد اشاره نشده و آنچه که امروز به صورت رنگ سیاه و سراسر پوشیده و روی هم طبق سلیقه خصوصی و نظری است که هر سازمان به میل خودش فتوا صادر می کند.
دیانت اسلام فرم حجاب را مشخص نکرده است ولی چون طرفدار حفظ سلامت اخلاق و صیانت ناموس زنان است حجاب را اجمالاً به معنی پوشش ضروری می داند و در هر نوعی می پذیرد.
از طرفی کسانی را که حجاب را که حجاب را وسیله اختفای عمل ناشایست خود کنند مورد نکوهش و سرزنش قرار می دهد و در این صورت مضار این گونه حجاب را بیش از محسنات آن را می داند که:
«ما حکم به العقل کم به الشرع» هرآن چه را عقل حکم کند شرع نیز این گونه حکم می کند.
اما با خیلی ها گمان می کنند که اسلام حجاب را فقط برای زنها واجب شمرده است .ولی به عقیده بنده حجاب و عفت هم شامل مرد می شود و هم زن .عفت زن این است که خود را در معرض دید مردان نامحرم قرار ندهد و عفت مرد این که چشم خود را از نامحرم فروببندد.
اکنون با در نظر گرفتن نکات فوق در باره حجاب می توان مطلب را چنین خلاصه کرد:
1)اولاً حجاب به معنی عفت و پرهیزکاری و تقوا در شرع اسلام برای مرد و زن هر دو واجب و ضروری است.
2)ثانیاً حجابی که برای زن دستور داده شده پوشیدن سر ومو و بدن است و دستور حجاب رخساره، کفین(کف دست و پا)برای زنان نیست با ذکر این که بدون آرایش باشد.
3)ثالثاً این که حجاب به معنی چادر و یا مقنعه به فرم امروزی نیست بلکه به هر نوع و به هر شکلی که زن بتواند بدن بتواند بدن و سر و موی خود را مخفی کند، کافی است.
حجاب زن حق الهی
شبهه ای كه در ذهنیت بعضی افراد هست، این است كه خیال می كنن حجاب برای زن محدودیت و حصاری است كه خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد نموده است و بنابراین، حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است راه حل این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن كریم این است كه زن باید كاملاً درك كند كه حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا نگوید من از حق خودم صرف نظر كردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حق الهی است.
  لذا می بینید در جهان غرب و كشورهایی كه به قانون غربی مبتلا هستند اگر زن همسرداری آلوده شد وهمسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام می كنند، اما در اسلام این چنین نیست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر نه ویژه برادر و فرزندانش می باشند، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چونن حرمت زنن وحیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است وخدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید كه معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد.
اگر جامعه ای این درس رقت وعاطفه را ترك نموده و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فساوی مبتلا می شوند كه در غرب ظهور كرده است. لذا كسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دارم.
از این كه قرآن كریم می گوید هرگروهی اگر راضی هم باشند. شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا كنید، معلوم می شود عصمت زن، حق الهی است وبه هیچ كس ارتباط ندارد. قهراً همه اعضای خانواده و اعضای جامعه وخصوصاً خود زن امین امانت الهی هستند. زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است.
یعنی این مقام را واین حرمت وحیثیت را خدای سبحان كه حق خود اوست، به زن داده و فرموده : این حق مرا، تو به عنوان امانت حفظ كن، آن گاه جامعه به صورتی در می آید كه شما در ایران می بینید، جهان در برابر ایران خضوع نموده است، زیرا كه در مسأله جنگ تا آخرین لحظه، صبر نمود وكاری كه بر خلاف عاطفه و رقت ورأفت و رحمت باشد انجام نداد. جامعه ای قرآن در او حاكم است، جامعه عظیم است وسرش این است كه نیمی از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادرها هستند.
پوشش زن                    
 دنیای غرب و غربزدگان می گویند زن باید همانند مرد از نظر لباس و پوشش آزاد باشد و در مكان های مختلف به هر شكلی كه دوست دارد و با هر كس كه مورد علاقه اش می باشد، رفت وآمد نمود وروابط جنسی داشته باشد و بالاتر از همه، باید این روابط و عشق ها را نیز محترم و مقدس شمرد.
درمقابل اینان، اسلام می گوید: برهنگی از زنان در اجتماع و در برابر دیدگان جوانان هوس باز، عامل فساد و از هم پاشیدگی خانواده را ببار می آورد وخود زنان را نیز در این آتش می سوزاند.
هنگامی كه زنان بدون پوشش لازم وبا قیافه ای فریبنده در صحنه اجتماع و مردم ظاهر شوند، قهراً در چنین جامعه ای زنان ومردان به ویژه جوانان اعصابی آرام و قلبی مطمئن نخواهند داشت زیرا از دیدن یكدیگر در چنین وضعفی فوق العاده تحریك گردیده و به بیماری های اعصاب و روان گرفتار می شوند و هیجانات روحی با شدت تمام افكار آنان را پریشان خواهد ساخت. علاوه بر این معاشرت های اختلاطی و بی بند و باری زنان با مردان نه تنها راهیان این راه را اشباع نمی كنند، بلكه عطش و هوس آنان را نیز افزایش می دهند.
خسرو پرویز پادشاه ساسانی، با این كه سه هزار زن و دوازده هزار كنیز وبازی گر داشت. با وجود آنها اشباع نگردید و به عمال و كارگزارانش دستور داد هر كجا زنانی زیبا و دوشیزگانی مطلوب دیدند آنان را به دربار شاهنشاهی بفرستند!
مهم تر از آن مسأله زنان در اروپای متمدن و آزاد است، مردم اروپا بدون كوچك ترین مانع قانونی و اخلاقی به امور جنسی و شهوترانی می پردازند و هیچ گونه انحصار ناموسی در این سرزمین های آزاد و متكامل بچشم نمی خورد ولی با این وضع مردم این سرزمینها نه تنها سیر نمی شوند بلكه عطش آنان در بی بند وباری روز به روز افزونتر می گردد.
هنگامی كه در بلژیك، «پارلمان اروپا» تشكیل شد، در رابطه با «تجاوز به عنف» به بانوان، بحثی رامطرح ساختند از جمله مطالبی كه پس از تحقیقات لازم گزارش نمودند این بود  كه دستگاه پلیسی وقضایی آمریكا هنگام شكایت زنان از دیگران، خود نیز به زور به آنان تجاوز می كنند. یك خانم آلمانی در این جلسه گفت: در كشور من هر ساعت 20 تجاوز به عنف، فقط در رابطه با محارم صورت می گیرد و روز به روز رو به افزایش است.
هم اكنون سه برابر شده است وتازه 26 درصد این تجاوزها را تجاوز به كودكان خانواده تشكیل می دهند. سپس گزارش گر دیگر گفت: زنان درمحل كارشان امنیت ندارند مورد تجاوز به زور قرار می گیرند و در كارهای خدماتی و اجتماعی نیز وضع به همین گونه است حتی بیماران زن در مطب پزشكان اروپایی امنیت جنسی ندارند.
این آمار رسمی گویای وضع مردم سرزمین برهنگان است كه زنان در این مناطق آزادی مطلق دارند و اما مردمان آنها هرگز سیر نمی شوند وعطش آنان روز به روز در حال افزایش است.
آری زمانی كه زن در بازار مشترك جوانان متاع مناسب قرار گرفت، آمار طلاق ها بالا می رود، عشق و صفا از میان خانوداده رخت می بندد و شماره بچه های نامشروع به میلیون ها تن می رسد، تا آنجا كه درهر سال بیش از پانصد هزار نوزاد نامشروع فقط در انگلستان متولد می شوند و سرزمین های دیگر غرب نیز مطلوب تر از انگلستان نیستند، بلكه همه آنان گرفتار فحشاء و مرض «ایدز» گردیده اند.
حالا خوب به قضاوت بنشینید آیا با این فرهنگ منحط وبا این فحشاء وبی بند وباری، پیوند خانوادگی استوار مانده و علاقه ای میان زن و شوهر باقی می ماند؟ آیا در چنین اجتماعی جوانان رغبت برای ازدواج پیدا می كنند؟ آیا در میان مردم این سرزمین كسی را می توان پیدا كرد كه صفات مردانگی داشته باشد؟
بنابراین برهنگی وبی حجابی و اختلاط زن ومرد با آن كیفیت، بدون تردید زیان آور و برخلاف مصالح اجتماع است و مسلمانان و انسان های آزاد اندیش باید خود را با فرهنگ غنی اسلام كه همان پوشش بدن از نامحرم و بیگانه است تطبیق دهند.
حجاب حق زنان، حدّ مردان
 مقدمه
اصولا مکاتب بدون شعائر در جوامع حضور ندارند و شعائر نیز بدون مکاتب نمی توانند موجودیت مستقلی داشته باشند.  شعائر، به منزله شاخ و برگی هستند که ریشه در مکاتب دارند و به میزان بهره مندی مکاتب از حقیقت ،آنها نیزاز حقیقت برخوردارند  و پیروانشان در وهله اول « توفیق در اعتقاد » و در وهله دوم « تکلیف در اجرا» را می یابند.
 ما در این فرصت فراهم آمده بنا بر ضرورتهایی که در متن بحث به آن خواهیم پرداخت به یکی از شعائر مکتب اسلام ، از میان مجموعه شعائری همچون نماز – روزه – حج – حجاب و خمس و .... خواهیم پرداخت ، ابتدا به این پرسش می پردازیم که در بین شعائر و رفتارهای دینی بر شمرده ، کدام شعار است که می تواند به صورت فوری و فراگیر ، نه تنها انتخاب یک فرد را، بلکه سمت و سوی خاص یک نظام فرهنگی – سیاسی را در جامعه نشان دهد ؟ تصور کنید مثلاًٌ جهانگردی ، به کشور ما بیاید ، آیا در بدو ورود این نماز و روزه و خمس و زکات است که می تواند نوع نظام فرهنگی – سیاسی حاکم را نشان دهد،یا حجاب زنان ؟ پس زنان با نوع حضور و حجابشان هم مَنش حکومت را نشان می دهند و هم کٌنش اعتقادی و التزامی شهروندان را . در واقع نوع پوشش، وحضور اجتماعی زنان به هر تازه واردی یک شناخت اجمالی می دهد که البّته این شناخت اجمالی با ورود به لایه های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی کشور می تواند تصدیق یا تکذیب شود .حال که نوع پوشش زنان به یک مورد جامعه شناختی تبدیل شده است لازم می نماید که تأمل و دقت بیشتری بر آن داشته باشیم .
 پس زمینه اندیشه های جهانی در مورد حجاب
 حجاب از جمله شعائر اسلامی است که در طی سالها، بیشترین حرف و سخن را به دنبال داشته است . با این حال تأمل درمورد حجاب ، نمی تواند بدون طرح یک " پس زمینه در جهان" و" پیش زمینه در ایران "کاری منصفانه و همه جانبه باشد لذا در پرداختن به این دو بخش باید بگوییم که :" پس زمینه جهانی "، ساختن یک فضای موثر و برنامه ریزی شده برای جدایی انداختن میان زن و حجاب بوده است .
 فضایی که با فریب ، عفاف را یک ریاضتِ بی جهت و غیر عاقلانه نشان داد و حجاب را یک رعایت با زحمت و غیر عادلانه معرفی کرد. فضایی که بی حجابی را نوعی آزادی درونی و بیرونی بر شمرد تا از گذر آن مردان از تمتع آزادانه و از قدرت انتخاب بیشتر برخوردارباشند و زنان نیز اسیر پاسخگویی به آنان باشند . بنابراین در" پس زمینه  جهانی" ، عصری را در برابر خود می بینیم که وارث یک قرن یورش به نهادها و نمادهای دینی است.
 یک قرن غارت با عصای آبرومندانه علم ، به منظور فرود آوردن و به زیر کشاندن آموزه ها و گزاره های دینی نه از اِریکه حقیقت و حقانیت، بلکه از اِریکه هنجارها و ارزشهای ذهن و تاریخ و جامعه بشری صورت گرفته است .این موضوع ، یعنی توان علم در فرو کشاندن حاکمان ذهنی و تاریخی بشر که با بالا بردن استیلای علمی بر طبیعت همراه بود، به خدمت « انانیت بشر » در آمد، و عصری را پدید آورد که در بخشی، وارث الحاد گذشته بود و در بخش دیگر، می توانست والد الحاد آینده باشد.  لذا قرن بیستم، هم محل ظهور الحادهای پیشین است و هم خالق الحادهای پسین .  وارث الحاد قرن نوزدهم ،  الحاد سرمایه داری است و الحاد قرن هجدهم ،  الحاد آکادمی است . در کل قصد بر این است که :اولاً جهان را بدون خدا تبیین کنند و دوماً بدون خدا در جهان با رفاه و سعادت زندگی کنند . البته قرن بیستم با اِلحاد دیگری که خاص این قرن است یعنی «اِلحاد سیاسی» روبروست که در پی حکومت و اداره حیات جمعی انسانها است . این حجم از تاریکیهای هولناک است که بشر را از عصر نوگرایی و مدرنیسم به سوی عصر فرانوگرایی و پست مدرنیسم روانه می کند و عصر دیگری را بوجود می آورد که به لزوم غفلت از خدا  راضی نمی شود و در پی لزوم غیبت خدا است. این عصر نه با مشخصه سر پیچی از خدا ،که با سرکوبی خدا به پیش می تازد !!
 حاصل این تهاجم تاریک ، پیدایش اندیشه های قدرتمنــد  در غرب و شرق عالم است . نظامات ملحد این عصر ، در پی گسترش گستاخانه جدایی ایمان از عقل ، اخلاق از علم ، دین از سیاست ، تعالی از هنر ،مسئولیت از آزادی، و در نهایت انسانیت از انسان هستند . در این دنیای پست که آرمانش « اومانیسم » است ، همانطور که روز به روز بر شکوه بشری افزوده می گردد شِکوه انسانی نیز فزونی می یابد. در این عصر هر چقدر دستهای کار کردن و پاهای راه رفتن تواناتر می شود به عوض چشمهای دیدن ، لوچ تر و احول تر می گردد ، دائماً « وهم » فربه و « فهم » لاغر می شود . این طوفان تباه کننده ، که حامل مرگ ایمانها و ارزشهای راستین است ، به نیرنگ ، خود را نسیم روحبخش می نمایاند و در درون همه چیز می خزد و پای می گیرد . ورودش به عرصه فرهنگ ، اباحه گری ، به عرصه اقتصاد ، سرمایه داری ، به عرصه اجتماع ، لذت گرایی و به عرصه سیاست ، دین زدایی را در پی دارد .
 
 اندیشه های قدرتمند قرن 20
از پیامد های چنین طرز تفکری این است که در این چرخه آزاد ، انسان همه چیز را می تواند در صحنه " فکر و نظر " انتخاب کند ، حتی مذهب را و  در صحنه" رفتار و عمل" ، همه چیز را می تواند انتخاب کند  الا مذهب را  . این ستم هنجار شده که علم با همه دانندگی، و اقتصاد با همه دارندگی اش به حمایت از آن برخاسته ، در هر دوره دارای قربانیان بی شماری بوده است و  مثل همه نظامهای باطل که وقتی به زنها می رسند ، بیشترین ستم را به آنها روا می دارند در این ستم مدرن نیز زنان بیشترین آسیب و آفت را می بینند. وقتی برای رونق اقتصادی کار ارزان و کم توقّع می خواهند زن را با نام " آزادی" از خانه به خیابانها می کشانند.  برای تأمین دیدگاه های هدونیستی ولذت گرا ، زن، همه جاذبه های لازم را دارد . پس باز او را با نام « آزادی از پوشش » به کوی و برزن می کشانند و این سرنوشت غم انگیز زن امروز در غرب است.
 پیش زمینه اندیشه ها در ایران
 اما پیش زمینه این تراژدی در ایران ، اگر چه ظهور رگه های نخستین اش به دوره قاجار و اولین سفر ناصرالدین شاه بر می گردد، اما گسترش همه جانبه و جاسازی کردن آن در لایه های مختلف فرهنگی – اجتماعی – سیاسی به دوره پهلوی می رسد . به قول مخبرالسلطنه- رئیس الوزرای رضا شاه –غرب، با لابراتورهایش که مظهر سخت کوشی و نظم و پژوهش است، به ایران وارد نمی شود بلکه با بلوارهایش که مظهر برهنگی و خوش باشی و کافه نشینی است وارد می شود و ماندگارمیکردد.این نکته را نیز جلال آل احمد به درستی در کتاب غرب زدگی اشاره می کند که :
 « از واجبات غرب زدگی یا مستلزمات آن ، آزادی دادن به زنان است . ظاهراً لابد احساس کرده بودیم که به قدرت کار این پنجاه درصد نیروی انسانی مملکت نیازمندیم که گفتیم آب و جارو کنند و راه بندانها را بردارند تا قافله نسوان برسد !!اما چه جور اینکار را کردیم ؟... به زن تنها اجازه تظاهر در اجتماع را دادیم فقط تظاهر ، یعنی خود نمایی ، یعنی زن را که حافظ سنّت  خانواده و نسل و خون است را به ولنگاری کشیده ایم ، به کوچه آورده ایم و به خود نمایی و بی بند و باری واداشته ایم سر و رو را صفا بدهد و هر روز ریخت یک مد تازه را به خود ببندد و ول بگردد ... ما در کار آزادی صوری زنان ، سالهای سال پس از این هیچ هدفی جز افزودن به خیل مصرف کنندگان پودر و ماتیک – محصول صنایع غرب – نداریم و این  صورت دیگری از غرب زدگی است ...  »
اگر چه موضوع زن در دوره ستمشاهی پهلوی یک قطعه از کل پازل فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی آن نظام را نشان می دهد که چگونه رژیم نسبت به غرب در بعد فرهنگی مجذوب ، در بعد اقتصادی مرعوب و در بعد سیاسی مأمورگردید، و در هر عرصه نوکری را با نام نوگرایی ، به اتمام رسانید ، نحوه حضور و پوشش زن سریعتر از هر موضوع دیگر می توانست اشکال ظاهری را نسبت به جامعه ایده آل غربی نشان دهد. پس مهمترین مخاطبان جامعه زنان بودند و لذا بیشترین سرمایه گذاری را نیز روی زنان انجام دادند. در واقع به زن توجّه کردند ، اما از همان توجهی که صیاد در همه فراخنای شکار، نسبت به صیدش دارد !
زنان در آستانه ورود به انقلاب
 با این وصف زنان فهیم جامعه ما ، با ورود آگاهانه خود به عرصه انقلاب و قرار گرفتن در صف مبارزه ای، به وسعت یک ملت ، همه نقشه های شیطان را نقش بر آب کردند و سرباز فداکار عرصه های جدید « تحّول و تحمّل » شدند . رشد چشمگیر زنان که حتی در برابر دیدگان معاندین  و مخالفین انقلاب هم قابل انکار نیست ، خود گواه حضورمثبت زنان در مشارکتهای سیاسی و مشاغل اجتماعی و عرصه های علمی و به ویژه در سنگرهای پایداری و ایثار است.
 به این ترتیب همه جا مشحون از حضور سرافرازانه زنان شد، اما نقاط چالش در موضوع حجاب و نحوه حضور به این نکته بر می گردد که پس از انقلاب اسلامی ، عده ای با ایمان و بدون آگاهی ، عده ای با آگاهی و بدون ایمان و عده ای نیز با ایمان و آگاهی ، بسته به آنکه در کجای حلقه های تصمیم گیری باشند ، شروع به کار نمودند .
1- عده ای آگاه بی دین ، میدانستند راه را چگونه بروند که نه ردّی از جرم بماند و نه از اهدافشان دور بمانند و چون می دانستند بد دفاع کردن هزاران بار مؤثرتر از خوب کوبیدن است با تقلب در اندیشه و عمل ، دست به کار شدند . ظهور وبروز آن در مدرسه و دانشگاه و خیابان و اداره به رفتارهایی انجامید که با اسلام مطابقت نداشت پس نتیجه اش هم نمی توانست افزایش مسلمانی باشد.
 2- عده ای دیگر ایمان بدون آگاهی داشتند ، صادق جاهل بودند ، نسبت به ارزشها صادق بودند و نسبت به روشها جاهل . و چون به گفته امام جعفر صادق (ع) ، یکسان است نتیجه کاری که به جاهل و یا به خائن سپرده می شود ، لذا هر دو گروه اگر چه انگیزه هاشان متفاوت بود ولی انگیخته هاشان یکی شد !
3-  آن عده ی دیگر که با ایمان آگاه بودند از هر دو طرف ، تحت فشار بودند . آنها می دانستند که قلبها ایمان پذیرند نه فرمان پذیر، یعنی جسم تابع فرمان می شود ، قلب تابع ایمان . پس باید با دادن آگاهی و فرصت به مخاطب و بکارگیری شیوه مناسب برای مفاهمه فکری و مراوده قلبی، در پی تربیت و هدایت بود ، واِلا با فرمان و بخشنامه، فقط می توان به یک سلسله هم شکلی های ظاهری دست یافت بدون آنکه شاکله شخصیتی و فهم قلبی و ایمانی در آنها ایجاد شده باشد. در واقع اعمال روشهای غیر منطقی، طرح منطقی ِ آراء اسلام را که قدرت ایجاد انقلاب درونی در انسانها و اصلاح بیرونی در اجتماع  دارد را مهجور می کند.
 اما حلقه غم انگیز این ماجرا وقتی رو می شود که ببینیم همانهایی که مهره ها و مدلهای اصلی این رَویه های نابخردانه بودند بی آنکه ذره ای از سنگینی آثار عملکرد گذشته را بر دوش داشته باشند ، شاد و چالاک از آن طرف جوی به اینطرف پریدند و به سرعت سراغ تریبونهای گفتگو رفتند ، برای جوانها سخن سرایی نمودند و برای آزادیهای بر باد رفته شان دل سوزاندند . آن روز که مدیر بودند نردبان معنویت جوانان نشدند بلکه امروز که منتقد شدند، جوانان نردبان موقعیت ایشان شدند  . هیچکس هم در این آشفته بازار نبود که برخیزد و برود منصفانه و محققانه از متن جراید ها و روزنامه ها ، مصاحبه ها و گزارشها و گفته ها ، شیوه های اعمال مدیریتی شان را بیرون بکشد که چگونه دیروز ، جوانان را از دینداری جدا کردند و امروز هم با زبان و شیوه ای دیگر دین گریزی را رواج میدهند.
6 حضوروحجاب زن و نحوه برخورد با آن
 در این چرخه ، ماجرای حضور و حجاب زن و نحوه برخورد با آن از همه غیر قابل تحمل تر است ، زیرا نه به کام تشنگان پاسخ چرایی حجاب، سبوی آگاهی و معرفت رساندند و نه به جویندگان پاسخ ِ چگونگی حجاب ،پاسخ دقیقی ارائه دادند. طیفی از پوشش مقبول تا مطلوب را ارائه دادندو در واقع سَرخود، مدرسه ایی را ساختند که هر کس نمره ممتاز را نمی گرفت مردود می شد ، آنها کمتر از بیست را بر نتابیدند و حالا باید ما در دریای صفر، مبهوت و مغروق گردیم .
حجاب، یک فریضه عبادی-عرفانی-حماسی
حجاب نماز نبود که در روز چند نوبت اقامه شود و تمام گردد . روزه نبود که در سال یکماه فریضه گردد . خمس نبود که چون تسویه شود دیگر وظیفه ایی به بار نیاورد . حجاب، یک فریضه ی" عبادی- عرفانی – حماسی" بوده و هست .
 "عبادتی" است در تمام لحظات . زن محجبه در حال عبادت و فرمانبرداری خداوند است و همین مسئله می تواند برای او کافی باشد.
داشتن حجاب برای زن محجبه حالت "عرفانی" دارد که با عشق در آمیخته است و همین امر، اجرای آن را آسان و آثار آن را ماندنی می کند .
از طرف دیگر جنبه" حماسی" دارد ، یعنی پرچم حق سالاری و عدالت خواهی است . زن با حجاب خود فرصت مرد سالاری و حاکم شدن تمنیات را نمی دهد . حجاب، لباس مشارکت و حضور اجتماعی است چرا که اگر زن در فضای خانه خود ، بدون هیچ  ارتباطی  با محیط اطراف خود زندگی میکرد و تنها با محارم خود در ارتباط بود ، خود به خود حجاب معنی و ضرورت نمی یافت .
 





نوع مطلب : حجاب و امر به معروف، 
برچسب ها : حجاب،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر