تبلیغات
انعکاس - آزادى و عدالت در اندیشه امام خمینى(ره) 2
 
درباره وبلاگ


● اهداف سایت :
در زمان حاضر با توجه به حملات برنامه ریزی شده دشمنان به دین مقدس اسلام و مخصوصاً شیعه، آگاهی و بصیرت در دین بر هر فرد مسلمانی به جهت مصون ماندن از القائات و شبهات مخرب دشمنان لازم و ضروری است.

● جهان سیاست :
از شاخه های اصلی سایت، بخش جهان سیاست است که در بردارنده ی مقالات متنوع سیاسی در قالبی ساده و در عین حال علمی است که در ارتقای بینش سیاسی کاربران بسیار مؤثر است.

مدیر وبلاگ : محمد حسین حسین نژاد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
انعکاس
ولا یحمل هذا العلم الا اهل البصر والصبر
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

آزادى و عدالت

آزادى با عدالت پیوند شدید و ارتباط مستحكم دارد. تمام انواع گوناگون عدالت‏با آزادى ارتباط دارند این عدالت در چند شكل تجلى پیدا مى‏كند. بدین قرار:

1- عدالت ادارى

اداره كردن اجتماع به گونه‏اى كه اداره كننده بتواند صفات و ویژگیهاى افراد اجتماع را در نظر بگیرد و با هر فردى هماهنگ با استعداد و تلاش و كوششى كه در پیشرفت كار اجتماع دارد، برخورد نماید. در امكانات موجود و در خدمات عمومى و حقوق همگانى در میان افراد، به تساوى رفتار كند و در تفاوت كوششها و تلاشها در رفتارها تفاوت قایل شود; نظیر میدان مسابقه‏اى كه پیش از اجراى مسابقه با افراد به طور یكسان رفتار مى‏شود و پس از پایان آن، میان افراد به تفاوت كوشش آنها، تفاوت رعایت مى‏گردد.

اداره جامعه باید به كسى سپرده شود كه عدالت را بشناسد و بتواند آن را خوب اجرا كند، امام موسى بن جعفر علیه‏السلام فرمود: «لایعدل الا من یحسن العدل‏»

«عدالت را اجرا نتواند كرد، مگر كسى كه آن را نیك بشناسد و نیك اجرا كند.»

اداره كننده جامعه اگر از مخالفان عدالت‏بترسد و یا در اجراى آن، ضعف نشان بدهد و یا نتواند آن را نیك شناسایى كند و نتواند با هر فردى همان طور كه در خور و شایسته اوست، رفتار كند، نمى‏تواند عدالت را اجرا كند و كسى كه عدالت را درست‏شناسایى نكرده باشد و از آن تصور درست و كاملى نداشته باشد، نمى‏تواند آن را اجرا كند و بر این اساس است كه امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «ایهاالناس لا خیر فى دین لا تفقه فیه‏»

«اى مردم در دینى كه شناسایى و نیك‏شناسى نباشد، خیرى نیست‏».

در سایه عدالت ادارى كه حفظ حقوق افراد مى‏شود، آزادى اندیشه، بیان، كردار و دیگر انواع آزادى نیز تامین مى‏شود...

2- عدالت جزایى

كیفرهاى جزایى كه در ملتها قانونى مى‏شود، از عدالت‏سرچشمه مى‏گیرد و اندیشمندان هر ملتى براى برقرارى عدالت، قوانین كیفرى وضع مى‏كنند تا حقوق افراد جامعه پایمال نشده و تجاوزگران به كیفر كار زشت‏خود برسند و داد ستمدیده از ستمگر گرفته شود.

در اسلام پیش از وضع قوانین كیفرى، رهنمودهایى در مورد ریشه یابى تباهى و جرم انجام شده و پیش از وقوع جرم، ریشه‏هاى آن شناسایى گشته است و مردم را از خطر و زشتى آنها آگاهى داده و از ارتكاب برحذر داشته است. به عنوان نمونه براى جلوگیرى از سرقت، تصرف در مال دیگران را بدون رضایت آنان ممنوع ساخته و از نتایج‏سوئى كه این كار دارد، از باطل بودن عبادات با مال حرام و مستجاب نشدن دعا با خوردن حرام و كیفرهایى كه در جهان آخرت براى تصرف كننده در مال حرام است، به مردم هشدار داده است. براى جلوگیرى از قتل و آدم‏كشى، خون مسلمان را محترم دانسته و كمترین آزار را نسبت‏به دیگران حرام كرده تا راه آدمكشى را با این وسیله مسدود نماید.

پس از وقوع جرم، انسان را از كار زشتى كه كرده آگاه نموده و از مجرم مى‏خواهد توبه كند و از كار زشت‏خود پشیمان شود و خسارتى را كه بر خود و یا دیگران وارد كرده، جبران نماید. و با این فرمان، مجرم را هدایت كرده و از اجراى كیفر نسبت‏به او جلوگیرى مى‏كند; زیرا هر مجرمى توبه كند و به خدا برگردد و جبران خسارت وارده نماید، كیفرى نسبت‏به او اجرا نمى‏گردد.

و اگر این گونه اندرزها و هشدارها مؤثر واقع نشد و جرم اتفاق افتاد و مجرم توبه نكرد، آنگاه انواع كیفرهایى كه با جرمها هماهنگى و تناسب كامل دارد، به كار مى‏گیرد و در مورد مجرم اجرا مى‏كند. كیفرى كه مناسب جرمى است كه مجرم انجام داده ; مثلا در آدم كشى عمدى، قصاص را قانونى كرده و فرمان داده است هر كس مسلمانى را بكشد، باید در برابر این جنایت كشته شود و در قرآن مى‏فرماید كه این كیفر، باعث‏حیات و زندگانى جامعه مى‏گردد و براى ادامه حیات و زندگانى جامعه قاتل را باید كشت و قصاص نمود و «لكم فى القصاص حیات یا اولوالالباب لعلكم تتقون.» 

و «در اجراى قصاص براى شما حیات و زندگانى هست اى صاحبان عقل شاید پرهیزگار شوید.»

قصاص هرچند ظاهرى خشن دارد ; لیكن اگر با اندیشه به آن نگاه شود، روشن خواهد شد كه تنها عاملى كه مى‏تواند جلوى كشتار افراد جامعه را بگیرد و حیات و زندگى را براى انسانها تضمین نماید، كشتن قاتل است.

مصلحت اندیشى براى جامعه در اینگونه كیفرها، بر مصلحت اندیشى فرد برترى پیدا كرده و صلاح جامعه نسبت‏به صلاح فرد جنایتكار، اهمیت‏بیشترى پیدا مى‏كند، البته اگر بگوییم كه فرد جنایتكار صلاح و مصلحت دارد و با انجام جنایت، آن را از دست نمى‏دهد.

بریدن دست دزد نیز از این قبیل كیفرهاست كه براى حفظ اموال مردم از چپاول و غارت قانونى شده است و به همان نحو كه قصاص از قاتل، سبب ادامه و استمرار حیات افراد جامعه است، بریدن دست دزد نیز سبب حفظ اموال مردم و حفظ ارزش حقوقى زحمتهاى دیگران است. اگر این گونه كیفرها اعمال نشود، جامعه به سوى نابودى خواهد رفت و جان و مال مردم از میان مى‏رود، عدالت پیاده نخواهد شد و آزادى براى افراد نیز از میان مى‏رود; زیرا زمانى آزادى براى افراد تامین مى‏شود كه جان و مال آنان محفوظ باشد و با خاطرى آسوده و به دور از تشویش و نگرانى زندگانى كنند. كسى كه در اندیشه از دست دادن جان و یا مال خود باشد، آزادى اندیشه ندارد، آزادى بیان ندارد، آزادى كردار ندارد و در یك كلام، به كارگیرى آزادى تنها در محیطى امن و خاطرى آسوده قابل تحقق و پیاده شدن است.

3- عدالت اقتصادى

در اسلام بر عدالت اقتصادى تاكید بسیار شده و آن را مایه بى‏نیازى و غناى افراد اجتماع معرفى كرده است. امام صادق (ع) فرمود: «ان الناس یستغنون اذا اعدل بینهم.»  «اگر در میان مردم به عدالت رفتار شود همه بى نیاز مى‏شوند.»

و امام كاظم (ع) فرمود:

«خداوند هیچ گونه مالى را رها نكرده است ; بلكه آن را قسمت نموده و حق هر صاحب حقى را به او داده است. و اگر در میان مردم به عدالت رفتار شود، خواص و عوام و فقیران و بینوایان و همه قشرهاى مردم بى نیاز مى‏شوند.» 

آنچه بر خلاف عدالت اقتصادى باشد، در اسلام حرام شده است ; مانند ربا كه در قرآن ظلم و ستم به حساب آمده است. آنجا كه مى‏فرماید:

«یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ذروا ما بقى من الربا ان كنتم مؤمنین فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله و ان تبتم فلكم رؤس اموالكم لا تظلمون و لاتظلمون.» 

«اى اهل ایمان بترسید از خدا و واگذارید آنچه را كه از ربا باقى مانده است، اگر ایمان دارید. پس اگر ربا را ترك نكنید، با خدا و پیامبرش اعلام جنگ كرده‏اید و اگر توبه كنید، پس سرمایه مال براى خودتان است. نه ستم كنید و نه زیر بار ستم بروید.»

در هر حال، رباگیرى خلاف عدالت اقتصادى بوده و ظلم شمرده شده و در شرع نیز حرام و ممنوع است.

امام خمینى در تفسیر آیه ربا چنین گوید:

«و ان قوله تعالى و ان تبتم فلكم رؤس اموالكم لا تظلمون و لا تظلمون ظاهر فى ان اخذ الزیادة عن راس المال ظلم فى نظر الشارع الاقدس و حكمة فى الجعل ان لم نقل بالعلیة و ظاهر فى ان الظلم لا یرتفع بتبدیل العنوان مع بقاء الاخذ عملى حاله و قد مرت ان الروایات الصحیحة و غیرها عللت‏حرمة الربا بانه موجب لانصراف الناس عن التجارات و اصطناع المعروف و ان العلة كونه فسادا و ظلما.» «آیه شریفه كه مى‏گوید اگر توبه كنید سرمایه مال از خودتان است، نه ستم كنید و نه زیر بار ستم بروید; دلالت دارد بر اینكه گرفتن زیاده از سرمایه در نظر شارع اقدس ظلم است و همین ظلم و ستم حكمت جعل تحریم است، اگر نگوییم كه علت آن است. و روشن است كه ظلم با تغییر عنوان از میان نمى‏رود; در حالى كه زیاده از سرمایه را مى‏گیرد. و پیش از این گذشت كه در روایات صحیحه، علت‏حرام بودن ربا، منصرف شدن مردم از تجارتها و كارهاى خیر قرار داده شده است و در روایات آمده است كه علت‏حرام بودن ربا، فساد و ستمى است كه در آن قرار گرفته است.»

عدالت در اقتصاد، داد و ستد و معاملات را بر موازین برابرى و قواعد عادلانه برقرار كرده است كه اگر از آن موازین تجاوز شود، برخلاف عدالت است و آن داد و ستد لازم‏الاجرا نیست ; به گونه‏اى كه اگر یكى از دو طرف قرارداد خسارت ببیند، باید خسارت او جبران شود و در موارد متعددى حق پشیمانى و به هم زدن معامله به كسى كه خسارت دیده، داده شده است كه از آنها در فقه به خیار تعبیر شده است. برخى از این خیارات عبارتند از: خیار عیب، خیار غبن، خیار شرط، خیار وصف و... كم فروشى و غش در معامله حرام شده و پولى كه در برابر جنس فروخته شده در این معامله گرفته شود، در ملك فروشنده قرار نمى‏گیرد.

عدالت اقتصادى سلامت قراردادها را تضمین كرده و پایدارى به آنها را تامین مى‏نماید. با اجراى این بخش از عدالت در اقتصاد، اقتصادى سالم در جامعه حاكم مى‏شود و با این اطمینان و آسودگى خاطر است كه انسانها مى‏توانند هر نوع قراردادى را برقرار كنند و داد و ستد را رونق دهند و از آزادى اقتصادى كه از عدالت اقتصادى سرچشمه مى‏گیرد، بازارهاى داد و ستد خود را رونق دهند و با هر شخص و در هر زمان و یا مكان، قراردادهاى خود را امضا كنند. در هر صورت، این توانایى را مى‏توان آزادى اقتصادى نامید. پس آزادى اقتصادى از عدالت اقتصادى سرچشمه مى‏گیرد و هر گاه در اقتصاد، عدالت‏باشد، آزادى نیز هست و اگر در اقتصاد عدالت نباشد و قراردادها بر پایه زور و ستم و پایمال كردن حق و مال دیگران به انجام برسد، آزادى انسانها در برقرارى قراردادهاى خود دچار ابهام مى‏شود و مردم به انجام چنین قراردادهایى مایل نمى‏باشند و اگر معامله‏اى را انجام دهند، از روى اضطرار و ناچارى است نه از روى میل و اختیار.

4- عدالت در قضاوت

قاضى باید عادل باشد و در قضاوت نیز عدالت را اجرا كند. عدالت در قاضى با عدالت در قضاوت بایكدیگر متفاوت است. عدالت در قاضى به معناى ترك گناه و نافرمانى خداست، از طریق انجام واجبات و ترك محرمات با نیروى نفسانى كه او را بر این كار وادار مى‏كند.

و عدالت در قضاوت، تساوى و برابرى میان دو طرف دعواست كه قاضى باید به هر دو نفر با یك چشم نگاه كند و یكى را بر دیگرى برترى ندهد.

خداوند در قرآن كریم در خصوص قضاوت و حكم میان مردم فرمان به عدالت داده است:

«ان الله یامركم ان تؤدوالامانات الى اهلها و اذا حكمتم بین الناس ان تحكموا بالعدل.»  «همانا خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانت‏ها را به صاحبانشان برگردانید و هر گاه میان مردم حكم و قضاوت كنید، با عدالت‏حكم را اجرا نمائید.»

«یا ایهاالذین آمنوا كونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لا یجر منكم شنئان قوم على ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوى‏» 

«اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، در راه خدا استوار و پایدار باشید و براى سایر ملل عالم گواه عدالت و راستى و درستى باشید و دشمنى با گروهى سبب نشود كه عدالت را اجرا نكنید. عدالت را اجرا كنید كه به پرهیزگارى و تقوا نزدیكتر است. »

امامان معصوم نیز ما را به عدالت در قضاوت فرمان داده‏اند:

امام صادق (ع) فرمود: «هر كس گرفتار قضاوت شد، باید در اشاره و نگاه و محل نشستن [طرفین دعوا] تساوى را رعایت كند.» 

و فرمود: مردى بر امیرالمؤمنین (ع) وارد شد و چند روزى مهمان او بود. سپس براى دادخواهى به نزد آن حضرت آمد. حضرت به او فرمود: طرف دعوا هستى؟ گفت: آرى. فرمود: از خانه ما بیرون برو ; زیرا پیامبر (ص) نهى فرمود از اینكه طرف دعوا مهمان[قاضى]، شود، مگر اینكه طرف دیگر او نیز مهمان بشود.» 

عدالت در قضاوت به قاضى حق نمى‏دهد كه یكى از دادخواهان را بر دیگرى ترجیح دهد و یا راه پیروزى بر طرف دیگر را به او بیاموزد; زیرا این كار زیان رسانى به طرف دیگر محسوب شده و زیان رسانى در اسلام حرام است. قضاوت براى بستن راه دشمنى و كینه است ; در حالى كه ستم در قضاوت، دشمنى و كینه را بیشتر مى‏كند و با عدالت در قضاوت كه خداوند در قرآن و پیامبر و اهل بیت او در روایات به آن دستور داده‏اند، سازگار نیست.

امام خمینى قدس سره در خصوص عدالت در قضاوت چنین مى‏گوید:

«وظایف قاضى چند امر است ; واجب است میان دادخواهان تساوى برقرار كند، هر چند از نظر مقام تفاوت داشته باشند و این تساوى باید در سلام كردن به آنها، پاسخ گفتن به سلام آنها، نگاه كردن به آنها، سخن گفتن با آنها، ساكت‏شدن در برابر آنها، خوشرویى و دیگر آداب و احترامها رعایت‏بشود و اجراى عدالت در حكمرانى میان آنها واجب است. این تساوى در زمانى است كه دادخواهان مسلمان باشند و اگر یكى از آنها كافر باشد، تساوى در احترام واجب نیست ; اما اجراى عدالت در حكم بر هر حال واجب است. قاضى نمى‏تواند به یكى از دادخواهان چیزى را بیاموزد كه بتواند بر دیگرى پیروز شود و نمى‏تواند كیفیت استدلال و دستیابى به راه پیروزى بر خصم را به یكى از آنان بیاموزد. اگر دادخواهان یكى پس از دیگرى وارد بشوند، باید در آغاز به دادخواهى اولین كسى كه وارد شده است گوش فرا دهد، مگر اینكه به مقدم شدن دیگرى رضایت دهد و تفاوتى نیست در این حكم، میان دادخواهان كه در یك رتبه باشند یا متفاوت ; مرد باشند یا زن و اگر با هم وارد بشوند و یا نداند كدام یك از آنها اول وارد شده است و راهى براى تشخیص آن نباشد، قرعه مى‏زند.» 

این وظایف، نمونه‏اى از عدالت در قضاوت است كه در اسلام بر آن تاكید شده است و اجراى این وظایف، براى قاضى دو اصل اخلاقى فقهى را زنده مى‏كند و آنها را در جامعه اجرا مى‏نماید; اصل عدالت و اصل آزادى.

اصل اول كه روشن است ; اما اصل دوم چگونه اجرا مى‏شود؟ پاسخ این است، زمانى كه دادخواه بداند در محكمه قضاوت و حكم قاضى، عدالت اجرا مى‏گردد و اصل تساوى و برابرى حقوق تامین مى‏شود و حق او پایمال نمى‏گردد، با استفاده از آزادى كامل مى‏تواند دادخواهى كند، سخن خود را بگوید و حق خود را بخواهد; لیكن اگر بداند عدالت در قضاوت اجرا نمى‏گردد، كسى به حرف او گوش نمى‏دهد و به حق خود نمى‏رسد، از دادخواهى صرف نظر مى‏كند و یا دروغ مى‏گوید، به بیراهه مى‏رود و بالاخره اراده و اختیار و آزادى و حق انتخاب صحیح را از دست مى‏دهد و به اضطرار و ناچارى گرفتار مى‏شود. و از این نكته، پیوند عدالت در قضاوت و آزادى براى ما روشن شده و ارتباط و همبستگى میان آنها معلوم مى‏شود.

عدالت در كارگزاران اسلام

كارگزاران اسلام كه عهده دار خدمت‏به مردم هستند، باید عدالت را اجرا كرده و خدماتى را كه به مسلمانان ارایه مى‏دهند، باید صادقانه و از روى عدالت‏باشد تا تمام افراد جامعه به حقوق اسلامى خود برسند و بر كسى ستم نشود. كارگزاران در اسلام عبارتند از رهبر یا مرجع تقلید، قاضى ، امام جماعت و جمعه، شاهد، كاتب، مترجم، عامل صدقات، مقوم، مقسم، نائب در انجام عبادات، امین حاكم بر مال ایتام و غائب و دیوانه و امین حاكم بر قبض حقوق مالى و دیگر كسانى كه بخشى از خدمات جامعه را تحت هر عنوانى به عهده دارند، باید عادل باشند.

اجراى عدالت در گروه كارگزاران، آزادى جامعه را نیز تضمین مى‏كند; زیرا در جامعه‏اى كه عدالت‏باشد و حقوق مردم به طور شایسته به آنها برسد، حق آزادى كه یكى از حقوق اسلامى است نیز براى افراد به دست مى‏آید.

امیرالمؤمنین (ع) مى‏فرماید: «و ان افضل قرة عین الولاة استقامة العدل فى البلاد» 

«بالاترین چشم روشنى رهبران دینى و كارگزاران اسلامى، برپا داشتن عدالت در بلاد است.» و فرمود: «و ان افضل عبادالله عندالله امام عادل.» 

«بالاترین بندگان در نزد خداوند، رهبر عادل است.»

علاوه بر رهبر دینى كه باید عادل باشد، دولتمردان او نیز باید عادل باشند و ستمگر را كمك ندهند. امیرالمؤمنین (ع) به مالك اشتر مى‏فرماید: «ولیكن وزرائك ممن لم یعاون ظالما على ظلمه.» 

«اى مالك باید دولت مردان تو كسانى باشند كه ستمگرى را در ستم كردن كمك نداده باشند.»

و در اوصاف والى و حكمران مى‏فرماید:

«و قد علمتم انه لا ینبغى ان یكون الوالى على الفروج و الدماء و المغانم والاحكام و امامة المسلمین البخیل فتكون فى اموالهم نهمة و لا الجاهل فیضلهم بجهله و لا الجافى فیقطعهم بجفائه و لا الحائف للدول فیتخذ قوما دون قوم.» 

«و به تحقیق مى‏دانید كه حكمران بر فروج و دماء و اموال غنیمتى و احكام دین و رهبرى مسلمین نباید بخیل باشد، تا چشم طمع به مال مسلمانان نداشته باشد و نباید نادان باشد، تا مردم را با نادانى خود گمراه نكند و نباید جفاگر باشد، تا با جفاى خود، فروپاشى كانون اجتماع آنها را نكند و نباید ستمگر در تقسیم اموال باشد، تا برخى را بدون جهت‏بر برخى دیگر برترى ندهد.»

امام خمینى قدس سره در خصوص عدالت كارگزاران اسلام و آزادى چنین مى‏گوید:

«سیاست دولت اسلامى، حفظ استقلال، آزادى ملت و دولت و كشور و احترام متقابل، بعد از استقلال تمام مى‏باشد و فرقى بین ابرقدرتها و غیر آنها نیست.» 

«اسلام بیش از هر دین و هر مسلكى به اقلیتهاى مذهبى آزادى داده است. آنان نیز باید از حقوق طبیعى خودشان كه خداوند براى همه انسانها قرار داده است، بهره‏مند شوند. ما به بهترین وجه از آنان نگهدارى مى‏كنیم. در جمهورى اسلامى كمونیستها نیز در بیان عقیده خود آزادند.» 

«در جمهورى اسلامى هر فردى از حق آزادى عقیده و بیان برخوردار خواهد شد ولیكن هیچ فرد و یا گروه وابسته به قدرتهاى خارجى را اجازه خیانت نمى‏دهیم.» «با جمهورى اسلامى، سعادت، خیر، صلاح براى همه ملت است. اگر احكام اسلام پیاده بشود، مستضعفین به حقوق خودشان مى‏رسند. تمام اقشار ملت‏به حقوق حقه خودشان مى‏رسند. ظلم و جور و ستم ریشه كن مى‏شود. در جمهورى اسلامى زورگویى نیست، در جمهورى اسلامى ستم نیست، در جمهورى اسلامى آزادى است، استقلال است. همه اقشار ملت در جمهورى اسلامى باید در رفاه باشند. در جمهورى اسلامى عدل اسلامى جریان پیدا مى‏كند.» 

امام در باره ستمگرى كارگزاران جامعه و از میان رفتن آزادى افراد جامعه چنین مى‏گوید:

«ما همه بدبختى هایى كه داشتیم و داریم و بعد هم داریم، از این سران كشورهایى است كه این اعلامیه حقوق بشر را امضا كرده‏اند. اعلامیه حقوق بشر را پنهانى امضا كردند كه سلب آزادى بشر را در همه دوره هایى كه كفیل بوده‏اند و دستشان به یك چیز مى‏رسیده‏است، كرده‏اند. سرلوحه اعلامیه حقوق بشر، آزادى افراد است. هر فردى از افراد بشر آزاد است، باید آزاد باشد، همه در مقابل قانون على السویه مى‏باشند، همه باید آزاد باشند... این اعلامیه حقوق بشر را آمریكا یكى از آنهاست كه تصویب كرده‏اند این را و امضا كردند... این آمریكایى كه اعلامیه حقوق بشر را به اصطلاح امضا كرده است، ببینید چه جنایاتى را بر این بشر واقع كرده است.» 

«در محیطى گفته مى‏شود آزادى داریم كه بهترین فرزندان و عزیزان ایران در زیر شكنجه و تبعید به سر مى‏برند. در محیطى دم از احترام به علماى اسلام مى‏زنند كه علماى اسلام در حبس غیرقانونى و در تبعید گاهها بدون مجوز به سر مى‏برند.» 





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 مرداد 1396 02:37 ب.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in truth was once a amusement account it.

Glance advanced to more added agreeable from you! By the way, how could we communicate?
جمعه 25 فروردین 1396 04:05 ق.ظ
I'm truly enjoying the design and layout of your website.
It's a very easy on the eyes which makes it
much more pleasant for me to come here and visit more often. Did you
hire out a developer to create your theme? Great work!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر